عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

28

زبدة التواريخ ( فارسى )

نموده به مرغزار رادكان « 1 » نزول فرمود ، به احضار لشكرها و تهيه اسباب و آلات حرب مسرعان « 2 » به هر طرف دوانيد و امير مضراب [ بهادر ] با لشكرهاى ديگر به دو ملحق شد ، فوجى از عساكر قريب ششصد سوار ، مردان گزيده بر سبيل منقلا « 3 » و قراول تعيين فرمود كه متوجه [ 1 ] سبزوار گردند و اخبار آن طرف معلوم كرده روز به روز اعلام دهند . چون آن فوج متوجه آن صوب گشتند سلطان على سبزوارى از اين حال خبردار شد از اسپاهيان [ 2 ] سبزوار قريب دويست سوار مسلح به استقبال ايشان فرستاد . در نواحى بحرآباد « 4 » ملاقات فريقين افتاد . چون به مواجههء يكديگر رسيدند ، آن ششصد مرد امير سعيد خواجه شش قشون گشته بودند و سبزواريان مجموع يك قشون شدند و گوش تكاوران « 5 » به نوك سنان آرايش داده به يك بار جمله حمله كردند

--> [ 1 ] . ت : متوجه جانب سبزوار . [ 2 ] . م : اسنانيان ، ت : سپاهيان . متن از : ل . ( 1 ) مرغزار رادكان : مرغزارى است كه طولش 12 فرسنگ و عرضش 5 فرسنگ است ، در حوالى طوس . ( نزهه - در ذكر خراسان ص 186 ) و مركز دهستان رادكان بخش حومه شهرستان مشهد 88 كيلومترى شمال باخترى مشهد سر راه شوسه قديمى مشهد به قوچان ( مجمل اضافات ج / 1 ص 310 و نيز - دهخدا ماده رادكان ) . ( 2 ) مسرع : شتابان ، چست و چالاك ، جلد ، تيز ( نفيسى ) . ( 3 ) منقلاى / منقلا ( مغولى ) مقدمهء لشكر ( فرهنگ اصطلاحات ديوانى ) . ( 4 ) بحرآباد : اين محل فعلا نام قريه‌اى است به ناحيت « جوين » ( دهخدا ) . البته در خراسان و ساير استانهاى ايران آباديهاى متعددى بنام بحرآباد هست ( - يادداشت مرحوم فرخ مجمل ص 299 ) ظاهرا بحرآباد در اينجا از قراى شمال غربى نيشابور بر سر راه جاجرم قرار داشته است ، فاصله بحرآباد تا نيشابور 27 فرسنگ و تا شهرك جاجرم 9 فرسنگ بوده است ( نزهه 174 - نفحات الانس 383 روضات 1 / 287 - مجمل 3 / 240 - حبيب السير 4 / 142 ) . ( 5 ) تكاور : به معنى تك‌آورنده باشد يعنى حيوانات رونده و دونده عموما و به معنى اسب و شتر باشد كه عربان فرس و جمل گويند خصوصا ( برهان ) ، ستور روندهء خوشرفتار عموما و اسب و اشتر خوشرفتار خصوصا ( نفيسى ) . دونده ، تيزتك ، تندرو ، اسب نجيب ( دهخدا ) .